مجله
ساینس با نزدیک شدن به پایان سال 2012 لیستی از برترینهای علمی سال 2012
را منتشر کرده و کشف بوزون هیگز توسط فیزیکدانان سرن را به عنوان برترین
دستاورد علمی سال 2012 معرفی کردهاست.
به گزارش گاردین، از جمله
دیگر کشفیاتی که ساینس پس از بوزون هیگز به عنوان برترینهای علمی سال
معرفی کرده میتوان به دستیابی به توالی ژنتیکی از نژادهای منقرض شده
انسانها و فرود آمدن کاوشگر کیوریاسیتی
بر روی مریخ نام برد. مجله ساینس به واسطه معرفی این دستاوردهای بزرگ
چکیدهای از پیشرفتهای انسانی در زمینه علوم ژنتیک، فیزیک، کیهانشناسی،
پزشکی و علوم نانو را به نمایش گذاشتهاست.
شاید
بسیاری از دوستان بدانند که نور برای پیمودن مسیر بین «سطح» خورشید تا
زمین حدود هشت دقیقه زمان نیاز دارد. از طرفی می دانیم که این نور در واقع
در هسته ی خورشید تولید می شود و اینکه این نور برای رسیدن به سطح خورشید
چه مسافتی باید طی کند و چقدر زمان می برد تا خود را از لابلای دیگر ذرات
باردار و چگالی بسیار بالای خورشید عبور دهد، موضوعی بسیار جالب است و مدت زمان محاسبه شده برای آن بسیار دور از ذهن.
اگر یک میز به هم ریخته نشانه ای از یک ذهن آشفته است، پس یک میز خالی نشانه چیست؟
- آلبرت اینشتین - Big bang بیگ بنگ
آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجود دارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟
آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیارهای به نام زمین با کوههای مه
گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت
سیاره دیگر نیز دارد، زندگی میکند؟ آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین
زندگی شما بوده است؟
اگر جوابتان مثبت است، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند، در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد.
اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر
معقول به نظر میرسد، اما آنگونه که از قرائن بر میآید انگار مجبوریم آن
را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی میکنند.
بنابر این پیش بینی سادهترین و پر طرافدارترین الگوی کیهان شناسی که
امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در
کهکشانی که حدود 280^10 متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی میکنند.
"
پل پیچ " در آن زمان زیست شناس دانشگاه ایندیانا و مخالف سرسخت " پریبرام "
بود . " پل پیچ " برای اثبات خطای " پیربرام " دست به آزمایشات مختلفی زد .
او قبلا فهمیده بود که می تواند مغز یک سمندر را بی آنکه او را بکشد
بردارد و با آنکه جانور مغز نداشت در یک حالت منگی و بی هوشی به سر می برد ،
وقتی که مغز را سرجایش می گذاشتند رفتارش کاملا به حالت عادی بازمی گشت .
" پیچ " چنین
استدلال کرد که اگر رفتار تغذیه ای سمندر به مکان خاصی در مغز محدود نمی
شود بنابراین مهم نیست که مغز جانور چگونه در کله اش جای گرفته است . اگر
غیر از این بود تئوری " پیربرام " باطل می شد . " پیچ " قسمت راست و چپ
سمندر را با هم تعویض نمود و با تعجب مشاهده کرد که تا حال جانور سرجا آمد
همان روش تغذیه عادی را در پیش گرفت . او حتی مغز سمندر را بالا و پائین
کرد و باز همان نتیجه به دست آمد . از آنجا که هر روز درمانده تر می شد
تصمیم گرفت به عملیات حادتری دست زند . از طریق یک رشته عملیات جراحی این
دانشمند بیش از هفتصد بار مغز سمندرهای بدبخت را شکافت و برید و جابجا و
حتی کم کرد و گاه آن ها را ریز ریز نمود و وقتی دوباره در جمجمه شان جا داد
رفتار آن ها دوباره به شکل عادی برگشت .