"
پل پیچ " در آن زمان زیست شناس دانشگاه ایندیانا و مخالف سرسخت " پریبرام "
بود . " پل پیچ " برای اثبات خطای " پیربرام " دست به آزمایشات مختلفی زد .
او قبلا فهمیده بود که می تواند مغز یک سمندر را بی آنکه او را بکشد
بردارد و با آنکه جانور مغز نداشت در یک حالت منگی و بی هوشی به سر می برد ،
وقتی که مغز را سرجایش می گذاشتند رفتارش کاملا به حالت عادی بازمی گشت .
" پیچ " چنین
استدلال کرد که اگر رفتار تغذیه ای سمندر به مکان خاصی در مغز محدود نمی
شود بنابراین مهم نیست که مغز جانور چگونه در کله اش جای گرفته است . اگر
غیر از این بود تئوری " پیربرام " باطل می شد . " پیچ " قسمت راست و چپ
سمندر را با هم تعویض نمود و با تعجب مشاهده کرد که تا حال جانور سرجا آمد
همان روش تغذیه عادی را در پیش گرفت . او حتی مغز سمندر را بالا و پائین
کرد و باز همان نتیجه به دست آمد . از آنجا که هر روز درمانده تر می شد
تصمیم گرفت به عملیات حادتری دست زند . از طریق یک رشته عملیات جراحی این
دانشمند بیش از هفتصد بار مغز سمندرهای بدبخت را شکافت و برید و جابجا و
حتی کم کرد و گاه آن ها را ریز ریز نمود و وقتی دوباره در جمجمه شان جا داد
رفتار آن ها دوباره به شکل عادی برگشت .
اما
راهی که "دیوید بوهم " را به این اعتقاد کشاند که جهان دارای ساختاری
همچون هولوگرام است به واقع در ژرفنای ماده و در جهان زیر اتمی شکل گرفت .
یکی از کشفیات حیرت انگیز فیزیکدانان کوانتوم این بود که اگر شما ماده را
به تکه های کوچک تقسیم کنید سرانجام به جائی می رسید که آن تکه ها (الکترون
ها ، پروتون ها و غیره ) دیگر حاوی ویژگیهای شیئی مادی نخواهند بود . مثلا
ما غالبا الکترون را به مثابه یک گوی کوچک یا زنبور ریزی می پنداریم که
ویزویزکنان به دور و بر می چرخد و این پندار از حقیقت بسیار دور است . گرچه
الکترون گاه چنان عمل می کند که گوئی یک ذره منسجم است فیزیکدانان تقریبا
دریافته اند که الکترون تقریبا واجد هیچ بعدی نیست .چنانچه بخواهید عرض یک
الکترون را اندازه بگیرید هرگز نمی توانید چون الکترون اصلا مثل اشیاء
معمولی دیگری که می شناسیم نیست .
کشف دیگر فیزیکدانان این بود که
الکترون قادر است هم به صورت ذره و هم به صورت موج نمود کند . هرگاه
الکترون به صورت موج نمود پیدا می کند کاری می کند که از هیچ ذره ای برنمی
آید مثلا اگر به مانعی که دو شکاف دارد بربخورد می تواند همزمان از هر دو
شکاف گذر کند .این خصلت الکترون را نیز می توان در تمام ذرات زیر اتمی و
همچنین در همه آن چیزهائی که زمانی می پنداشتند تنها به صورت موج متجلی می
شوند بازیافت . نور ، اشعه های گاما و اشعه ایکس همه این ها می توانند از
حالت موج گونه به ذره بدل شوند و برعکس . امروزه فیزیکدانان معتقدند که
پدیده زیراتمی را نمی باید تنها به عنوان موج یا ذره طبقه بندی کرد بلکه
باید به عنوان چیزهائی در نظر گرفت که همواره به نوعی قادرند هر دو باشند .
این چیزها " کوانتا " نام دارد و فیزیکدانان معتقدند که کوانتا در حکم
ماده اولیه ای است که کل جهان از آن به وجود آمده است .
شاید اعجاب
آورتر از همه این ها این باشد که کوانتا تنها زمانی به صورت ذره نمود می
کنند که ما بدانها می نگریم . برای مثال وقتی کسی به الکترون نگاه نمی کند
آزمایش ها نشان می دهد که همواره موج است . کوانتوم ها زمانی به ذرات تبدیل
می شوند که مورد مشاهده قرار گیرند . فیزیکدانی به نام " نیک هربرت " می
گوید گاه به این خیال می افتد که جهان پشت سرش همیشه حکم یک سوپ کوانتوم را
دارد که بسیار گنگ و مبهم است و مدام در حال جاری شدن است اما هرگاه سر
برمی گرداند و می کوشد به این سوپ کیهانی چشم بدوزد نگاه او بلافاصله آن را
سرجایش خشک می کند و به واقعیت عادی برمی گرداند . به اعتقاد او از این
لحاظ ظاهرا ما قدری شبیه " میداس " هستیم . آن پادشاه افسانه ای که هیچ گاه
حس لمس ابریشم یا نوازش دست انسان را نمی شناخت زیرا هر آنچه را که دست می
زد به طلا تبدیل می شد . هربرت می گوید " به همان سان انسان ها نیز هرگز
قادر نخواهند بود بافت حقیقی واقعیت کوانتوم را تجربه کنند زیرا به هرچه
دست می زنند به ماده تبدیل می شود "
ادامه دارد »»»